روز به روز خوشتنه وشکوهاره بهتر هاکونه
از رووار تا پیش نسا وشکو بزئه دار و ولگ
آدم دل هوس لهر و لزر هاکونه
شاعر : زنده یاد احمد الوند
با توكل به خدای بزرگ و با جدیتی تمام به كار و فعالیت مشغول شد وی ضمن توجه و سرپرستی خانواده اش از دوران جوانی منشا خدمات اسلامی و در مساجد بین علاقمندان به خاندان عصمت و طهارت حضور چشمگیری داشت.
در ساده زیستی و بی آلایشی ومشكلات فراوان زندگی را سپری كرد تا در گذر زمان از تمكن مالی نسبتا خوبی برخوردار شد.
مرحوم حاج بابا صادقی سرمایه های مادی خویش را در نیل خدمت به مستمندان و محرومان و نشر و ترویج فرهنگ اسلامی و احكام الهی به كار گرفت، بطوریكه منزل او در محله خیابان بهشتی محل مراجعات نیازمندان بود.
مسجد مصلی ازوجود پر بركت این انسان مخلص، كه جا دارد در اینجا یادی كنیم از مرحوم زنده یاد حاج آقا رضا صادقی شاهد حضور مومنان و نمازگزاران این شهر بود. تعصب و عنایت خاص وی نسبت به زادگاهش نشان از عشق سرشار از ایمان و علاقه وافرش به این آب و خاك بوده است.
ساخت
دانشكده دامپزشكی شهمیرزاد، ساخت و تجهیز بخش فیزیوتراپی بیمارستان دكتر افلاطونی،
وقف یك بنای ارزنده به مسجد مصلی جهت تامین هزینه های آن در خیابان بهشتی، كمك به
آموزش و پرورش در جهت ساخت مدارس، تهیه جهیزیه و ... از جمله خدمات این مرد خدا و
خدمتگذار مردم می توان نام برد.
با وجود اینكه فرزندی نداشت همه فرزندان این شهر را از خود می دانست و با عطوفت و مهربان بود. البته در این راه همسر فداكار وی خانم مهری پاك نیز همراه و همگام ایشان بود.
این انسان وارسته هیچگاه حاضر نبود از خدماتش نامی برده شود و در این زمنیه هیچ چشمداشتی نداشت.
مرحوم حاج بابا صادقی سرانجام پس از عمری تلاش و زندگانی پر بار در سن هفتاد و شش سالگی دارفانی را وداع گفت و به سوی سرای باقی شتافت.
مردم حق شناس شهمیرزاد تجلیل بی نظیری از مقام والای این مرد خیر و نیكوكار به عمل آوردند و پیكرش در میان حزن و اندوه جمع كثیری از مردم عزادار این منطقه در بهشت علی به خاك سپرده شد.
یادش گرامی و نامش جاودانه باد.
شهید
صادقی در 12 آبان سال 1340 در شهمیرزاد دیده به جهان گشود. دوران طفولیت را
دردامان پر مهر مادر سپری كرد. تحصیلات ابتدای خود را زمانی به پایان رساند كه
زمینه های انقلابی عظیم بوجود آمد. در حین تحصیل در دبیرستان، همگام با امت حزب اله
در صحنه های مبارزه علیه طاغوت حضور فعال داشت و همواره در راهپیمائی ها شركت می
كرد، تا اینكه صبح ظفر بردمید و انقلاب خونبار اسلامی ایران به رهبری امام به ثمر
رسید. وی پس از پیروزی انقلااب پیوسته گوش به فرمان امام آماده هر نوع خدمت بود و
پس از همین مدت بود كه بیشتر عمر خود را در جبهه های نبرد سپری نمود. ایشان از
ابتدای تشكیل كمیته انقلاب اسلامی به آن پیوست و یكی از اعضای فعال در امور شناسایی
و افشای چهره كریه منافقین و ضد انقلاب و عوامل مروج فساد و فحشا بود.
شهید صادقی با شروع جنگ برای گذراندن دوره نظامی به تهران اعزام شد و پس از خاتمه آموزش درجبهه های جنوب و در جزیره مینو به مصاف با دشمنان پرداخت.
وی پس از پیوستن به سپاه پاسداران در سمت فرمانده گروهان در عملیات فتح المبین شركت كرد . پس از گذرانیدن دوره آموزش ادوات زرهی به عنوان راننده نفر بر به رزم خود ادامه داد و در عملیات پیروزمندانه بیت المقدس كه منجر به آزادی خرمشهر شد، شركت فعالانه داشت. در عملیات محرم از آنجا كه سازمان رزمی سپاه تكمیل چند تیپ و لشكر تشكیل شده بود، با لشگر 17 علی بی ابیطالب با مسئولیت فرمانده گردان شركت داشت.پس از همین عملیات بودكه به فرماندهی زرهی لشگر ارتقا یافت و با همین مسئولیت در منطقه پاسگاه زید، جفیر، شلمچه با فداكاری وصف ناپذیری بسوی خاكریزهای دشمن رفته و غنایم بسیاری را از دشمن می گرفتند.
سردار شهید احمد صادقی شهمیرزادی در پیروزی عملیات والفجر 3 والفجر 4 و كربلای 5 با رزمندگان پر توان اسلام سهیم بود و همواره از معدود فرماندهانی بود كه در عملیات بدر از آبهای پرخروش دجله و فرات وضو ساخت و با سرور شهیدان تجدید میثاق نمود كه تا آخرین نفس مقاومت كند.
وی با مسئولیت فرماندهی یكی از محورهای عملیاتی در كربلای پنج شركت و به بازرسی خط های شكسته شده دشمن در منطقه پرداخت. تا در نیمه شب 26 دی ماه 1365 در منطقه نخلستانی اروند صغیر در حالیكه از تولد تنها پسرش یك سال می گذشت پیكرش مورد اماج تركش های دشمن قرار گرفت و روحش به دیار معشوق شتافت.
شهید صادقی در وصیت نامه اش به فرزندش آورده است: و تو ای فرزندم، هیچگاه دل به دنیا مبند كه این دو روزه عمر به سرعت می گذرد و ان چیزی كه باقی می ماند، اعمال انسان است كه باعث سربلندی و یا خدای نكرده سرافكندگی می شود.از راه راست یك لحظه غافل مشو و دین خدا را یاری كن تا خدا هم تو را یاری كند. پسرم، اگر من موفق به زیارت حرم امام حسین(ع) نشدم، تو بعد از آزادی كربلا به زیارت مرقد مطهر آقا برو و سلام مرا به او برسان.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
مختصری از زندگی حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد مومنی شهمیرزادی را كه شخصا نوشته اند را در این جا نقل می كنیم:
همت اله معروف به محمد مومنی شهمیرزادی نام منتخب اینجانب از طرف پدر و مادرم كه در شناسنامه ثبت می باشد همت اله است. لكن در دورات تحصیلم در قم و در محضر مرحوم آیت اله العظمی آقای بروجردی درس می خواندم معظم له بر اساس لطف و عنایتی كه نسبت به این جانب داشتند در یك ملاقات خصوصی به من فرمودند. نام بهتری انتخاب كنید، در پاسخ عرض كردم امر شما مطاع خواهد بود، لحظاتی سكوت فرمودند؛ پس از ان این جمله را ادا كردند(احسن الاسما محمد) لذا تدریجا به محمد مشهور شدم اما برای تغییر رسمی اقدامی نكردم.

متولد سی و یكم فروردین ماه 1312 شمسی در شهمیرزاد و در یك خانواده كشاورز و فقیر به دنیا آمدم. پدرم مستاجر دیگران بود و از خود زمین نداشت. از طرف مادرم نسبم به دو آیت الله بزرگ مرحوم ملا مومن و ملا اكبر كه از علماء با فضل و فضیلت و صاحب كرامت بودند و طایفه معلم در شهمیرزاد به ایشان ملا مومن منتسب است، می رسد.
اینجانب در دامن پر مهر پدر و مادر و گاهی در نهایت فقر و تنگدستی رشد كردم. پدرم معروف به ملا رحمان بود و كلاس های تعلیم قرآن، خط و سواد آموزی و ... داشت كه اینجانب هم به عنوان شاگردی در كلاس وی شاگردی می كردم و سواد اولیه و آشنایی با قرآن از را ایشان فرا گرفتم و توان مالی نداشتیم كه مرا به دبستان بفرستد. پدرم دارای عائله سنگینی بود(پنج دختر و دو پسر كه من آخرین و فرزند آخر وی بودم) از همان دوران نوجوانی اهل مسجد و نماز بودم و در مساجد برای ائمه جماعات تكبیر می گفتم ... تا این كه مدرسه علمیه میدان به همت مرحوم حاجی روحی و حاج عباس علی غفاری به سرپرستی مرحوم حجت الاسلام آقای حاج غلامعلی فرقانی نیشابوری تاسیس گردید. در سال دوم تاسیس، همسر خواهرم مرحوم مغفور حاج رمضان علی زارعی از من خواست كه بپذیرم درس خواندن را سرانجام فرمودند ماهیانه 150 ریال به شما می رسانم بنابراین مرحوم زارعی نسبت به اینجانب حق بزرگی دارد و هرگز ایشان را فراموش نمی كنم. مدت دو سال در شهمیرزاد تحصیل كردم و ... راهی قم شدم و چهارده سال بی امان در محضر 27 استاد در رشته های گوناگون كسب دانش نمودم و در همین فاصله برای ورود به دانشكده معقول و منقول دیپلم مدرسی گرفتم، دوران عالیه و اجتهاد را محضر امام خمینی (ره) در طول شش سال استفاده كردم و حایز مدرك عدل دكتری از حوزه علمیه قم در رشته علوم انسانی شدم.
برای مطالعه بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید
توسط محمود علائی در سه شنبه 20 دی 1390 :: نظرات , ادامه مطلب


